تبلیغات
دوران - در پــــی وصــــال ....
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائماً یكسان نباشد حال دوران غم مخور
در پــــی وصــــال ....
دوشنبه 30 دی 1392 ساعت 11:47 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست سید مهدی قاسم زاده | ( نظرات )

نوشتن سخت است و سخت تر از آن شروع نوشتن است . زیرا نمی دانی از كجا باید شروع كنی و از چه باید بنویسی . چگونه حرف هایت را بی آن كه به بیراهه روند بیان كنی . سختی این سخن زمانی جانكاه می شود كه حرف هایت بر آمده از دردهایت باشند و دردهایت نشات گرفته از دل ....

دردهای دل و صحبت های حاشیه ان را تنها خودت می فمهی و این تنهایی تا جایی است، كه حتی دست و قلم ات نیز یارای همراهی تو برای بازگو كردن آنها را ندارند . از برای مداوا ، دردهایم را به مجلس طبیبان روانه كردم تا شاید مرهمی  از برای زخم های كهنه دلم بیابم . اما هركس كه درد مرا شنید ، مرا دیوانه خطاب كرد و علاج مرا دوری از مردم و گوشه گیری در خرابات دانست . غافل از این كه من مدت هاست ساكن مخروبه های دلم هستم و گوشه گیری مسلك من شده است . به همین دلیل است كه می گویم گفتن و آغاز كردن برای بازگویی غم ها بسیار دشوار است. طبیبان این دیار نه تنها درد مرا مداوا  نكردند ، بلكه هر كدام به سهم خود نمكی بر آن پاشیده اند كه سوز آن آتشی شد و تمام وجودم را سوزاند .

درمان درد من فقط از توان یك نفر ساخته است و او كسی است كه مرهم زخم هایم به دست اوست .  ولی افسوس و صد افسوس كه او یكی است و محتاجان وی بسیار .....

هر بار كه پی وصل او رنج گذر از دریا ها و بیابان ها را خریدار شدم ، او را در محاصره دردمندانی دیدم كه هركدام برای خود طلب مرهم و نوشدارو می كردند . حال من مانده ام و دردی كه نه درمانی دارد و نه پایانی ، من مانده ام و دردی كه علیرغم درد بودنش ، شیرین است . گویا این تقدیر من است كه تا پایان عمر چند ساله خود ، مونس و همدمی جز زخم هایم نداشته باشم و طعامم جز اشك ها و راز و نیاز های  شبانه ام نباشد .

زین پس روز ها گوشه نشینی را رواج داده و شب ها ناله سرایی را پیشه كرده تا شاید صدای گریه هایم به گوش آن یگانه معشوق زیبارو رسد و او با لبخند خود دردهایم را درمان كند . خواب را از امروز بر دیدگانم حرام می كنم تا مبدا محبوب بیاید و من در خواب غفلت به سر برم . دیگر دردهایم را به جای عرضه بر طبیبان دنیاپرست به سوی آسمان روانه می كنم و از آن یكتا شنوای عالم ، وصل یار را طلب خواهم كرد . و چه خطاست از انسان های زمینی و زمین دوست و زمین پرست طلب وصل كردن .

خداوندا اكنون بریده از همه جا و با دست هایی خالی كه گواه ناتوانی و ضعف من است به سوی تو آمده ام  . بارالهی ، درگاه تو آخرین منزل و پر امید ترین منزلی است كه از برای شفا بر درب آن كوبیده ام . پس این كمترین را دست خالی از درگاه خود مران .

محتاج دعایی خیر

سید مهدی قاسم زاده



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ی آشنا سه شنبه 1 بهمن 1392 04:37 ب.ظ
سلام. امروز حال خوبی نداشتم و از دنیا بریده بودم ك یهو یا وب شما افتادم. با دلنوشته هاتون حس خوبی پیدا كردم. خوشبحالت ك میتونی از همه بگذری و بخدا برسی.دلم این حال و هوارو میخواد. خسته ام از تظاهر ب شادی ب خوب بودن ب بی غم بودن. من غمگینم من كم اوردم. دلم ی پرواز میخواد دلم خدا میخواد. مطمئنم شما از من ی قدم ب خدا نزدیك تری. پس تو این حال خوبی ك داری این ی آشنا رو فراموش نكن. باور كن خیلی دلم گرفته. التماس دعا
سید مهدی قاسم زاده پاسخ داد:
:
سلام
قبل از هرچیز از اینكه از این دلنوشته ها دیدن كردید ممنون .
1- یادت باشه حال خوب یعنی اینكه این قدر تنها بشی كه جز خدا كسی را نداشته باشی .
2- شعار نمی دهم و قبول می كنم اینكه می گویی كم آورده ایی و غم داری ولی یادت باشد تو در مقابل غم هایت خدا را داری .
3- پرنده ها برای یاد گیری پرواز ، نه كلاس می روند و نه جزوه اش را می خوانند . آنها در اولین قدم چشمان خود را می بندند و از زمین جدا می شوند و آن زمان است كه خداوند قوه غریزه پرواز را در انها فعال می كند . پس برای پرواز باید از زمین دل بكنی مابقی كار هارا به خدا بسپار .
4- من برایت دعا كردم تا مشكلاتت برطرف شود ولی این را بدان كه تو اكنون از هركسی به خدا نزدیك تری ، زیرا دل شكسته داری و تنها خریدار دل های شكسته در عالم هستی خداوند مهربان است .

یا حق
لیلا دوشنبه 30 دی 1392 09:27 ب.ظ
از اول این عکستا میزاشتی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

نوای دل